‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۰

همجنسگرایی، طبیعی یا نرمال

اگر همجنسگرا هستید و مثل من کامینگ‌اوت (تظاهر، آفتابی شدن، اعلام وجود، بروز یا هرچی) کردید احتمالاً یه سری جملات کلیشه‌ای را از دوستانتون شنیدید. جملاتی که اگر همجنسگرا نیستید احتمالاً چهار پنج‌تاشون تا همین الآن مثل برق از توی ذهنتون گذشتن.
مثلاً بعضی‌ها میگن حتی یه مورچه (یا هر حیوان دیگه) هم میفهمه که باید به جنس مخالفش گرایش پیدا کنه! یا میگن اگه همجنسگرایی آزاد بشه و همه بخوان همجنسگرا بشن که نمیشه! بعضی‌ها هم با تعجب میگن که یعنی سینه‌های یه زن برات جذابیتی نداره و از اون بدن سفت و کثیف و پشمالوی مردا خوشت میاد؟ یک جمله خیلی معروف هم که لابد همه شنیدیم اینه که فلان جا برای اجابت مزاجه و نه لذت جنسی و مجامعت!

خوب من فعلاً نه قصدش را دارم که به چنین سؤالاتی جواب بدم و نه حالش هست. جواب به چنین سؤالاتی هم عموماً نیاز به ممارست و دقت داره چون هرجور گافی که بدی باعث میشه که یا یه دعوایی بالا بگیره و یا اینکه یه خواننده بی‌اطلاع را برای مدتها به سمت ناکجا آباد معرفتی رهنمون بشی!
فارغ از همه اینها یه مطلبی که با یکی از دوستان غیرهمجنسگرا مطرح شد و شاید تا حالا به چشمتون نخورده اینه که همجنسگرایی نه طبیعیه و نه نرمال!
راستش من نظرم اینه که بله! همجنسگرایی نرمال نیست چون اگه در بهترین شرایط با دست بالا گرفتن آمار همجنسگراها مثلاً بگیم ۱۰ درصد جامعه همجنسگراست باز فاصله زیادی با میانگین جامعه داره و از میانگین جامعه که کم و بیش حدود ۹۰ درصدشون دگرجنسگرا هستن انحراف (Deviation) فاحشی داره.
شاید یه عده‌ای بگن که گرایش جنسی یه کمیت فازی هست و شبیه یه طیفه. یعنی اگه درصد علاقه به همجنس در افراد غیرهمجنسگرا را هم در محاسبات وارد کنیم و میانگین وزنی بگیریم ای بسا همجنسگرایی هم در محدوده نرمال جامعه قرار بگیره.
در جواب من میگم که محدوده همجنسگرایی در طیف گرایش جنسی و همچنین مرز نرمال بودن را میشه طوری انتخاب کرد که همجنسگرایی عمراً نرمال نشه. هدف من اینجا مجادله سر روشهای دستی نرمال کردن یا نکردن نیست. مهم اینه که اکثریت مطلق جوامع (بیشتر از دو سوم یا هفتاد درصد) غیرهمجنسگرا هستند و در چنین مواردی نرمال بودن را با اکثریت جامعه میسنجند. اهمیتی هم نداره چون مثلاً با این معیار چپ دست بودن، معتاد بودن، ارتزاق از راه دزدی و یا حتی آخوند بودن هم نرمال نیستند. در هیچکدام از این موارد نرمال بودن یا نبودن دلیلی برای تعیین نوع رفتار ما با این اقشار نیست. ای بسا توی یک جامعه‌ای زیر ۲ درصد از افراد یه جامعه‌ای آی‌کیو بالای ۱۴۰ داشته باشن، آیا این نرمال نبودن دلیل میشه که ما بریم و تمام نخبه‌های اون جامعه را قلع و قمع کنیم؟؟

بله! همجنسگرایی نرمال نیست و ای بسا نرمال نبودن هم افتخاری باشه توی این فضا!!
ولی اینکه آیا همجنسگرایی طبیعی هست یا نه جای بحث داره. احتمالاً منظور اونهایی که میگن همجنسگرایی طبیعی نیست اینه که همجنسگرایی حاصل دست بردن انسان در روال طبیعی هستش. یعنی مثلاً اگر شیطان یا نفس اماره نبود و هوا و هوس بر انسان چیره نمیشد حتماً همجنسگرایی هم دیده نمیشد. استدلال اونهایی که میگن همجنسگرایی طبیعی نیست بیشتر روی انتخابی بودن این گرایش تأکید داره. یعنی روال طبیعی اینه که آدم دگرجنسگرا باشه و این خود انسانه که رفته سراغ عملی بر خلاف خلقتش. مثلاً استفاده از هروئین که ۱۶ برابر لذت جنسی به آدم حال میده بر خلاف روال طبیعی هستش و کاری است انتخابی. میدونیم مصرف هروئین شاید خیلی حال میده ولی چون بر خلاف طبیعت انسان هست آخرش به نابودی منتهی میشه و یه همچین سرنوشتی منتظر همجنسگراها هم هست. البته همونطوری که یه معتاد به هروئین بیمار تلقی میشه یه همجنسگرا هم بیماره و باید بهش کمک بشه تا به راه راست برگرده.

دوستانی که به این دلیل فکر میکنند همجنسگرایی طبیعی نیست دچار یه اشتباه کوچیک در استدلالشون شدن و اون اینه که در پس همه دلایلشون دارن میگن هرچیزی من فکر میکنم خوبه طبیعیه و هرچیزی که به مذاق من نیست غیر طبیعیه!!
افرادی که اینطوری استدلال میکنن معمولاً با شنیدن دیده شدن همجنسگرایی در حیوانات از تعجب شاخ در میارن. گاهی هم میگن که این مشاهدات همجنسگرایی در حیوانات یا متقن نیست و یا با اغماض همجنسگرایی تلقی شده. من اصلاً قصدم این نیست که با استدلال دیده‌شدن روابط همجنسگرایانه در پنگوئن یا میمون و یا سایر حیوانات بگم که یه همچین رفتاری در انسان طبیعیه. چون احتمالاً حداقل یه حیوونی پیدا خواهد شد که یا یه دونه بیشتر از اون توی دنیا نیست و یا پراکنشش توی زمین طوریه که اصلاً بخواد هم نمیتونه همجنسگرا باشه و این میشه پایه احتجاج‌های اون‌هایی که وکیل و وصی خدا هستند.
من میخوام بگم که طبیعی و غیرطبیعی باید تعریف مشخصی داشته باشه تا بتونیم دربارش بحث کنیم. مثلاً همین استفاده از مواد مخدر توی یه سری حیوانات هم دیده شده و اینکه بگیم یه نفر که هروئین مصرف میکنه داره کار غیرطبیعی میکنه درست نیست. شاید طبیعت یه سری فرآیند‌ها داشته باشه که برای ما خیلی هم خوش‌آیند نباشه. مثلاً یه زمانی طبیعت با طاعون، وبا، سل، ذات الریه و حتی جنگ و قحطی داشت جمعیت انسان‌ها را کنترل میکرد که خود انسانها دست بردن توی طبیعت و با پیشگیری از بیماریهای مسری و بهداشت و یا صلح جهانی و کشاورزی صنعتی تعادل جمعیت و مصرف منابع زمین را بطور کلی بهم ریختن. الان طبیعت تغییر روش داده و داره از چیزهایی مثل سرطان، خودکشی، خشکسالی و گرمایش جهانی استفاده میکنه تا دوباره به تعادل برگرده. لزوماً هر چیزی که طبیعی هست به مذاق ما نیست و هرکاری که خوشایند ما هست به صلاح طبیعت نیست.
الآن آیا همجنسبازی یه عده‌ای بیشتر برای طبیعت بده یا نابودی جنگل‌ها برای توسعه کشاورزی صنعتی و استفاده از چوب درختان برای تولید کاغذ و چاپ کتب مقدسی مثل قرآن و تورات؟ انصافاً اگه دو تا مرد با هم بخوابن ضررش بیشتره یا تولید فرآورده‌های هورمونی و اصلاح ژنتیکی‌شده و ایجاد بیماری‌هایی مثل جنون گاوی؟ اینهمه بدبختی از رشد بی‌رویه جمعیت انسانها ناشی میشه که نهایت تقابل با روند طبیعته. حالا بده دو نفر همجنسگرا با هم باشن و بجای تولید بچه جدید یه بچه پرورشگاهی را بزرگ کنن؟؟ البته رسیدگی به ایتام هم در دین مبین اسلام خیلی توصیه شده، چرا این را نمیگین؟؟

حالا کل این مطالب به کنار، طبیعی بودن یا نبودن همجنسگرایی را اولاً باید با دانستن تعریف درست کلمه‌ی «طبیعی» و ثانیاً با تحقیق علمی و مستدل تشخیص داد. مثلاً بعضی‌ها ژنتیک بودن یا مادرزادی بودن را از ملاک‌های طبیعی بودن میدونن. حالا آیا بر اساس این ملاک‌ها و بدلایل مشابه دیگه همجنسگرایی طبیعی هست یا نه این دیگه کار پژوهشی می‌خواد و نه سفسطه و فلسفه‌بافی صرف!! تعداد دندون‌های اسب را باید شمرد، با استدلال نمیشه حسابشون کرد.

فارغ از اینکه یه چیزی طبیعیه یا نه باید تأکید کنم که طبیعی نبودن یه عملی هم نباید ملاک تخطئه کردن اون کار باشه. ای بسا خیلی چیزهایی که شاید (البته به نظر من) غیرطبیعی هستند و بسیار هم مقبول واقع شدن و کسی به اونها اعتراضی نمیکنه مثل استفاده از تلویزیون و اینترنت برای کسب اطلاعات.

اینهمه گفتم تا به این نکته برسم که من اینجا نمیخوام برای جامعه تعیین تکلیف کنم که باید همجنسگراها را بپذیرن یا نه! اون دیگه با وجدان خودتون. 
من می‌خوام بگم که من همجنسگرا هستم و گرایشم را هم دوست دارم.همینیه که هست و تا حالا کسی توی مراجع علمی ادعای تغییرش را نکرده. من هم اهل این نیستم که برم انرژی درمانی و رمالی و از این بحث‌ها. یا مثلاً کل مغزم را با شوک الکتریکی ریست کنم که مثلاً شاید همجنسگرایی از سرم بپره و اگه نشد یه شوک الکتریکی دیگه یا اگه نخواستم دیازپام بخورم که اصلاً توی این دنیا نباشم که به این عمل شنیع فکر کنم و یا مثلاً هورمون زنانه تزریق کنم تا بصورت شیمیایی عقیم بشم. اینها همش راه‌هاییه که آدم دلش نمیاد در حق یه سگ هار هم انجام بده، چه برسه به من که کلی واسه این جامعه کار مفید کردم و مخی هستم واسه خودم. حیف من نیست؟!؟!
مخلص کلام اینکه چون روانشناس‌ها و پزشک‌ها تا حالا به هیچ راه تغییری برای افراد شبیه من دست‌ پیدا نکردن (البته تا حالا - فعلاً به بعداً کار نداریم) پس کسی حق نداره من را بخاطر گرایش جنسیم سرزنش کنه. حتی شما دوست عزیز!!!

پنجشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۹۰

خدمات متقابل اسلام و آمریکا - ادامه

خوب  الوعده وفا!! حالا باید بپردازم به تشریح بحث برده‌داری که در پست «خدمات متقابل اسلام و آمریکا» شروع کردم.
داشتیم به نقد استفاده از کفاره در اسلام برای مبارزه با برده‌داری میپرداختیم و به اونجا رسیدیم که مسئله به دو حالت ساده تقسیم شده بود:

۱- حالتی که قیمت یک برده بیشتر از اطعام شصت فقیر باشه
۲- حالتی که قیمت یک عدد برده کمتر یا مساوی ششصد هزار تومان بشه، البته تحویل درب منزل!!


حالت اول را بررسی می‌کنم که قیمت یک عدد برده، تحویل درب منزل، بیشتر از اطعام شصت فقیر باشه. خوب هر عقل سلیمی تأیید می‌کنه که به قول یکی از دوستان حتی یک موز (موجودی با IQ در حد صفر) هم اطعام شصت فقیر را انتخاب می‌کنه، چون هم ارزونتره و هم راحتتره!!
ضمن اینکه اگر یک برده (بنده، غلام یا کنیز و کلفت) آزاد نشه احتمالش کمه که از گرسنگی بمیره ولی ممکنه که اون شصت فقیر مجبور بشن برای زنده موندن (تنازع بقا) حتی از گوشت هم‌دیگه هم تغذیه کنند.
پس پرونده‌ی حالت ۱ را می‌بندیم و دیگه سراغش نمی‌ریم، البته بخاطر اقتصادی نبودن و نیز موجود بودن مقدار قابل توجهی مسکین و فقیر از همان روز کلید خوردن پروژه اسلام تا روز ظهور منجی عالم بشریت (عج) . این را هم اذعان می‌داریم که اگر دوباره بهش فکر کردیم حتی یه بچه هم حق داره به عقل ما شک کنه!! بالاخره پرونده را بستیم دیگه!! نه؟! ....

و اما میریم سراغ حالت دوم، یعنی اینکه در خوشبینانه‌ترین حالت قیمت یک برده برابر ۶۰۰ هزار تومان باشه!! البته در این حالت فرض کنید که برده‌داری تا همین امروز ادامه داشت.
یه کم فکر کنید. یه کم تأمل بفرمایید. ۶۰۰ هزار تومان یعنی به اندازه حقوق یک ماهِ یک کارمند متوسط توی تهران. یعنی اگر خداییش بخوای فکر کنی یک برده با یک ماه کار، روزی ۸ ساعت یا بیشتر می‌تونه قیمت خودش را بپردازه و خودش را آزاد کنه.
ممکنه در اینجا بگین که با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، قیمت همه چیز چند برابر می‌شه! یا به عبارت دیگر قیمت‌ها واقعی میشه. اونوقت چی؟!
خوب در جواب شما می‌تونم بگم که با فرض ثابت بودن حقوق‌ها، پس از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، یک برده هرقدر هم که گران بشه دیگه بیشتر از ۱۰۰۰ درصد افزایش قیمت نخواهد داشت. یعنی قیمتش مثلاً یازده برابر بشه. خوب باز این میشه به اندازه یک سال کار. یعنی هر برده با یک سال کار (البته با جان و دل) می‌تونه خودش را بخره. چیزی تو مایه‌های اجاره به شرط تملیک. حالا یک سال نشه بلکه بشه ۵ سال. دیگه بیشتر که نمیشه!! آخه الآن یه وزغ هم اگر کنار خیابون بالا و پایین بپره، تماشاچیان بیشتر از ۱۵۰ هزار تومن جلوش میریزن، حالا چه برسه به یک بنی آدم.

لطفاً یک لحظه تأمل کنید. خودتان را بگذارید بجای اون برده! چه حالی بهتون دست میده؟! مشمئز کننده نیست؟ آیا خداوند (جلّ و علی) شما را آزاد خلق نکرده؟! به چه حقی میان و برای شما صاحب‌اختیار و سرور انتخاب می‌کنند؟ چرا به شما اجازه نمی‌دهند که خودتان را از صاحبتان خریداری کنید؟ اگر تا ابدالدهر صاحبتان علاقه‌ای به آزاد کردن شما نداشت یعنی باید همینطوری برده بمونید؟! اینجور رفتار با شما حق‌خوری نیست؟ شما این کار را یه جوری قلدری در حق خودتون تلقی نمی‌کنید؟ آیا یه چیزی از سنخ دست گذاشتن انگلیس استعمارگر روی چاه‌های نفت ایران و مخالفت با ملی شدن نفت نیست؟!

ممکنه یه نفر اشکال کنه که برده‌ها در اواپل اسلام عموماً از اسرای جنگی و اینجور چیزها بودن. خوب من میگم اولاً شاید یه همچین چیزی راجع به برده‌های ایرانی درست باشه، ولی نظرتون درمورد برده‌های آفریقایی و اون‌طرفا چیه؟ اونها که با ممالک اسلامی جنگی چیزی نداشتند. درثانی من شما را ارجاع میدم به فرمایش مولای متقیان امام علی(ع) بدین مضمون که: «آنچه را برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را در حق خود روا نمیداری برای دیگران هم نپسند»
آیا خوشتون میاد اگر توی جنگی اسیر شدین مثل یک برده باهاتون رفتار بشه؟! شما را مثل احشام خرید و فروش کنند و هیچگونه حقوق شهروندی نداشته باشید؟

حالا وقتشه که یه مقدار هم درمورد اون حق‌الناس که یه جورایی نیم‌اشاره‌ای توی پست «خدمات متقابل اسلام و آمریکا» بهش کردم، بیشتر توضیح بدم. تصور می‌کنم که بشر امروز به راحتی درک کنه که چی دارم می‌گم. برده‌داری درواقع یه جور سوء استفاده است، یه جور دزدی آزادیه! برده‌داری به نوعی زیر پای گذاشتن حق‌الناس تلقی میشه.

من دقیقاً نمیدونم که زندگی در کشوری مثل روسیه با سرانه مصرف مشروبات الکلی ۱۸ لیتر در سال سخت‌تره یا در کشوری که برده‌داری رواج داره، ولی این را می‌دونم که اولویت باید این باشه که از پایمال شدن حق‌الناس هرچه سریعتر جلوگیری کنیم.
اینجا که میرسم دستانم را به نشانه تسلیم بالا می‌گیرم و می‌گویم که نمیدانم اسلام در اجرای برنامه حذف برده‌داری بسیار ضعیف عمل کرده یا اینکه شارع مقدس با خودش گفته مشروب را با شلاق و تعزیر درست کن، برده‌داری خودش درست میشه!! اونم کی؟ بعد از ۱۳۰۰ سال.
آنچه که کمر نظام برده‌داری را شکست، نوشته شدن رمان «کلبه‌ی عمو تام» در کشور آمریکای جنایتکار بود. رمانی که غوغایی به‌پا کرد و باعث شد همین جناح جمهوری‌خواه جنگ‌طلب طرفدار اسرائیل، تلاش کنه و برده‌داری توی آمریکا ور بیفته. البته این را هم نفی نمی‌کنم که عصیان بعضی از برده‌ها و فرار اونها به کانادا تأثیر مثبتی در تسریع این روند داشت. فکرش را بکنید!! چه خون‌ها که در راه این آزادی ریخته نشد.
از ۱۵۰ سال پیش به اینور این آمریکایی‌ها بودند که قوانین نفی برده‌داری را تصویب کرده و در جهان اشاعه دادند.
حالا الآنه یکی میپره وسط و میگه این هم از اون نیرنگ‌های کثیف فراماسونرها بود. اونها یه همچین جنبش‌هایی را راه انداختند تا راحتتر به دنیا مسلط بشن. جنبش فمینیسم هم از این دست بود.
من در جواب چنین دوست فرضی خواهم گفت که باشه!! بالاخره که برده‌داری ور افتاد. اینجا نوبت جامعه جهانی مسلمانان هستش که از آمریکا تشکر کنه. شاید یکی از جرقه‌های از بین رفتن سیستم خان و رعیتی و سیستم غلام و کلفت‌داری در ایران و کل جهان از همون ۱۵۰ سال پیش و با زیر سؤال رفتن برده‌داری در آمریکا زده شد.
دوست دارم این بحث را ادامه بدم....

دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰

خدمات متقابل اسلام و آمریکا

متن زیر مال خیلی قدیماست. فکر کردم شاید بد نباشه اینجا بیارمش تا شاید کسی نظرش را راجع به خدمات متقابل اسلام و آمریکا در حوزه همجنسگرایی بگه.


برای مدتها داشتم فکر می‌کردم که آیا یه چیزی شبیه «خدمات متقابل اسلام و ایران» در مورد اسلام و غرب یا اسلام و آمریکا هم صادق هست یا خیر!!
آخه بنظر من نتایج جالب و قابل تأملی بدست میاد اگر از این عینک به قضیه نگاه کنیم. در واقع حداقل ماجرا این هست که جناب ادیسون با اون لامپی که اختراع فرمود، الآن کلّی به آیات عظام که تا پاسی از شب به مطالعه و تحقیق می‌پردازند خدمت کرده، البته بماند اینکه اگر بعضی از همین آیات عظام تحقیق و مطالعه نمی‌کردند برای بنی‌آدم خیلی بهتر بود، مضافاً اینکه کاری نداریم به اون اعمال زشت و بدی که آمریکای جنایت‌خوار در لانه جاسوسی انجام داده تا احتمالاً از نفوذ کشور دوست و برادر شوروی و ایدئولوژی مارکسیزم در ایران جلوگیری کنه، چون اگه نیک بنگریم بالاخره هر گلی ممکنه یه خاری هم در کنارش داشته باشه!!
ولی اگر در کل قضیه را از زوایای مختلف بررسی کنیم، فکر می‌کنم که موارد زیادی از خدمات متقابل اسلام ناب محمدی و آمریکا را پیدا کنیم. شاید خیلی جنجالی نباشه اگر از جایی شروع کنم که فرهنگ اسلامی کار را برای فرهنگ آمریکایی راحت کرده. مثلاً در صدر اسلام، پیامبر (ص) کلی زحمت کشید تا تونست به اعراب بادیه‌نشین بقبولونه که بابا جان مشروب نخورید!!
توجه کنید که این کار را هم با استفاده از روش‌های روان‌شناسانه و تبلیغاتی قوی به سرمنزل مقصود رسونده!! روش به این صورت بوده که اول بهشون گفت که آقا، چرا گالن گالن مشروب می‌خورید؟؟؟ هر چیزی زیادیش مضرّه، حتی زیاد آب نوشیدن و یا زیادی خوردن تربت پاک سیدالشهدا. درواقع اسلام اول با این تکنیک وارد شد که میانه‌روی را جا بندازه. خوب که قضیه پخته شد، رفت سراغ اینکه عزیز دل برادر اگر مشروب می‌خوری، سعی کن در حالت مستی سر نماز حاضر نشی. یه مرحله از این جلوتر هم این بود که کلاً بگه مشروبات مسکر حرام اندر حرام است!!! مراحل دیگری هم مثل تعزیر آدم مست و اینجور چیزها اجرا شد تا در نهایت پارسال شنیدم که توی مناطق شیعه نشین عراق، اگر کسی مشروب‌فروشی دائر کنه، مردم میان و شیشه مغازش را خورد می‌کنن و خلاصه کسی جرأت چنین کاری را نداره.

یه توضیحی توی پرانتز بگم که این روش یه جورایی Gradually Approaching the Goal محسوب میشه!! البته من که نتونستم یه معادل سلیس و زیبا واسه GAG توی فارسی پیدا کنم، اگه کسی پیدا کرد به من هم بگه که اینجا توی بلاگ منعکس کنم. جونم واستون بگه که روشی که جهان غرب برای شکست اسلام و خروج آن در اندلس باستان استفاده کرد، یه جورایی همین GAG بود، اگه بخوام توضیح بدم اطاله کلام میشه، پس خودتون برید بخونید که کار من ساده بشه.

یه پرانتز دوم هم می‌خوام باز کنم که بگم اسلام نزدیک شدن به نماز برای آدم جنب را هم منع کرده، البته قبلش هم بسیاری از انواع مجامعت‌ها همچون مجامعة‌النفس و مجامعت با محارم و مجامعت با اهالی همجنس و بطور کلی مجامعت با غیرهمسر را ممنوع کرده بود. سؤال اینجاست که آیا اسلام دست خودش را باز گذاشته تا اگر یه روزی خواست، کاری شبیه به اونی که با شرب خمر کرد را با نفس مجامعت و التذاذ جنسی هم بکنه؟؟! یه چیزی شبیه به رهبانیت در دنیای مسیحیت.

حالا برمی‌گردیم به همون استراتژی GAG در اسلام برای مبارزه با مسکرات. خیلی جالبه اگر توجه کنیم که اسلام در آن زمان (یعنی ۱۴۰۰ سال پیش) به مضرات و مفاسد مشروبات الکلی احاطه کامل داشته و با استراتژی پیش‌گفته (GAG) کاری کرد که اگر یک مسلمان شرب خمر هم بکنه با هراس از عذاب جهنم همراه باشه و نه ترس از مضرات جسمی.

البته نمی‌دونم که مصرف مشروبات الکلی حق‌النفس را تحت تأثیر قرار میده یا حق‌الناس را و یا هردو را با هم به همراه حق الله، ولی این را می‌دونم که ... ، ولش کن!! فعلاً این را که میدونم میگذارم توی هاله‌ای از ابهام تا به موقعش بهش بپردازم که لوث نشه!!

حالا چرا بحث زحمات پیامبر (ص) در صدر اسلام را مطرح کردم؟!
در واقع هدف غایی من از مطرح کردن بحث حذف مشروب این بود که یه نگاهی به تأثیر این کار اسلام در جامعه آمریکا داشته باشم. تلاش‌های دامنه‌دار ۱۳ قرنِ اسلام باعث شد که در آمریکا، البته تاریخ دقیق این قضیه را بخاطر ندارم، با تشکیل فرقه‌ی مسیحی مورمون‌ها و گسترش تعلیمات کلیسای مورمون (Mormons)، کلاً خوردن هرگونه نوشابه‌های الکلی برای مریدان این فرقه حرام اعلام بشه!
خوب البته کار بزرگی بود که به اینجا ختم شد، ولی حیف که هنوز عده‌ی کمی از آمریکایی‌ها طرفدار کلیسای مورمون‌ها هستند و این نشان می‌دهد که هنوز زمینه برای فعالیت جهت تحریم نوشیدن مشروبات الکلی در آمریکا زیاد است. معهذا از بنیانگذار کبیر دین اسلام تشکر می‌کنیم که اصلاً بحث نخوردن مشروب را در ادیان مطرح کرد و از بیخ و بن آن را تحریم فرمود، چون اگر نیم‌نگاهی به سایر ادیان ابراهیمی داشته باشیم، حتی با مواردی همچون شراب‌های متبرک و روحانی و اینجور چیزها برخورد می‌کنیم که پیروان آن ادیان به مانند آجیل مشکل‌گشای ما ایرانی‌ها و یا شله‌زرد و گوشت نذری و امثالهم با آن برخورد می‌کنند، تا چه رسد که فکر کنند اصلاً در مورد بدی آن سخنی برانند و یا قلم‌فرسایی کنند، مثل من!!

توی پرانتز بگم که لطفاً نگید که فلان دین تحریف شده یا چه و چه!! به این فکر کنید که مثلاً هزاران سال است که گوشت شتر یا گوشت خوک و یا پرندگانی مثل طاووس در دین یهود حرام است. یا دوستان کلیمی ما هنوز که هنوز است حرمت روز شباط را نگه می‌دارند و طی اینهمه سال نماز و روزشون به‌جاش بوده. و یا «حق مارّه» در اسلام یه جورایی بین بعضی از علما کپی‌برداری از یهودیت تلقی میشه و اسناد حدیث آن را ضعیف می‌پندارند. حالا فرض کنید که خوردن مشروب هم یکی از این موارد باشه!!


حالا دوست دارم یه کمی پارادیم را عوض کنم، که البته این خود مستلزم کلّی عوض کردن اتمسفر حاکم بر نوشتار حاضر است!!! شاید هم بشه بدون چنین کارهایی که ذکرش رفت، بحث خودم را دنبال کنم.

دوست دارم مطلب را با بحث برده‌داری و اینجور چیزها ادامه بدم. آخه خیلی قشنگه!!
می‌دونید؟ اسلام سعی کرد در چهارده قرن پیش با وضع قوانینی که همه می‌دونیم و هنوز هم توی همه‌ی رساله‌های عملیه هست، ریشه‌ی برده‌داری را خشک کنه. حالا من موندم که در این به اصطلاح هزار و چهارصد سال، گناهان مسلمان‌ها کم بوده و روزه‌هاشون همه به‌جاش بوده که برای کفاره روزه و اینجور چیزها برده کم نیومد یا اصلاً مسلمان‌ها برده نداشتند (بجاش غلام یا بنده داشتند) و یا از اینجور حرفها!!
البته یه لحظه به خاطرم اومد که قیمت کفاره‌ای معادل یک برده را حساب کنم و ببینم که ارزش یک برده اصلاً چقدری هست؟!

خوب شما فرض کن که برای کفاره بین آزاد کردن یک برده و اطعام شصت فقیر مخیر باشی و می‌خوای بدونی که کدومش توجیه اقتصادی داره؟! لازم به توضیحه که کفاره «شصت روز روزه گرفتن» بخاطر دلایل تکنیکی تقریباً غیر عملیه چون مثلاً کفاره‌ی یک ماهش میشه به عبارتی حدود ۱۷۴۰ تا ۱۸۰۰ روز که اگر به سال حساب کنی میشه چیزی نزدیک به ۵ سال روزه، که اگر به ادامه بحث مراجعه کنید متوجه می‌شین روش‌های دیگه خیلی بهتر هستند! باشه تا همونجا توضیح بدم.

حالا من میام و مثل روش مهندسی حل مسائل مدارات دیودی و یا طراحی یک ستون فولادی برای تحمل خمش و فشار ، مسأله را با یه حدس اولیه ولی هوشمندانه شروع می‌کنم. در واقع من میام و اطعام شصت فقیر را انتخاب کرده و معادل یک دور رفتن به رستوران گردباد و برای هر نفر به قراری ۱۰۰۰۰ تومان حساب می‌کنم که طرف هرقدر که میتونه بخوره و سیر بشه!! حتی اگر خواست بترکه هم به ما ربطی نداره و بگذار بخوره!! یعنی با یه حساب سرانگشتی می‌تونیم متوجه بشیم که هزینه‌ی اطعام ۶۰ نفر فقیر که به مدت یک هفته غذا نخوردن، حدود ششصد هزار تومن میشه.
پس یادتون نره که ششصد هزار تومن، اگه هم یادتون میره این عدد را یه گوشه یادداشت کنید.
حالا مسأله را به دو حالت ساده‌تر تقسیم می‌کنیم:
۱- حالتی که قیمت یک برده بیشتر از اطعام شصت فقیر باشه
۲- حالتی که قیمت یک عدد برده کمتر یا مساوی ششصد هزار تومان بشه، البته تحویل درب منزل!!

قبل از بررسی دو حالت فوق الذکر اولاً یادآوری می‌کنم که با این حساب قیمت کفاره یک ماه روزه حداکثر ۲۰ میلیون تومن میشه که میشه با دو ماه کار بسازبندازی یا دلّالی همش را در آورد و نمی‌خواد ۵ سال روزه بگیرید، پس تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!
ثانیاً اینکه چون این پست طولانی شده و من هم خسته شدم ترجیح میدم بررسی دو حالت فوق و اینکه آمریکا چه خدمتی به اسلام کرده را فعلاً به ذهن شما بسپارم تا اگه عمری باشه توی پست بعدی و یا شایدم توی سلسله پست‌های بعدی این قضیه را بیشتر تشریح کنم.

این را هم بگم که اگر یه کم خوب به جوانب امر فکر کنید می‌بینید که تا همینجاش هم حق مطلب ادا شده و بقیش علی‌السویه خواهد بود.

فعلاً از دست‌اندر کاران پشت صحنه، رژی، ترابری، برادران نیروی انتظامی، دوستان برگزارکننده کرسی‌های آزاداندیشی و همه کسانی که برای بهتر شدن این مطلب نظراتشون را ارسال می‌کنند تشکر کرده و به نوعی از ادامه روده‌درازی خود دست می‌شویم!!

یکشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۹۰

پیروی از ولایت

این چند روزه که توی رسانه‌های ایران همه‌چیز با بحث مهدویت گره خورده خیلی برای من پر بار بود.
من معمولاً به خیلی از چیزهایی که توی تلویزیون ایران میگن توجه میکنم. یه دفعه هم داداشم بهم گفت آخه چرا رحیم‌پور ازغدی نگاه میکنی؟؟ من برگشتم و بهش گفتم برای اینکه بتونی بهشون بخندی باید به حرفاشون گوش کنی!!
حالا اینها بماند. این چند روز هرچی من برنامه درباره مهدویت و ولایت و مسائل ازدواج دیدم من را به فکر واداشت. یه فکر عمیق. راستش استدلال‌ها بقدری سخیف بودن که فکر نمیکنم حالا حالا‌ها جامعه مذهبی ایران بتونه با استدلال‌های جامعه همجنسگرا کنار بیاد. حداقل ۳۰ سال دیگه وقت لازم داره تا این قضیه جا بیفته. تازه اگه جمهوری اسلامی با شدت مضاعف کشور را به سمت کره شمالی پیش نبره.
میدونید درد کجاست؟ بدبختی اینجاست که معتقدین به مهدویت و ولایت امام حاضر در بیت رهبری، علاوه بر اینکه احساس وظیفه میکنن که علایق رهبر معظم انقلاب را بعنوان اصول اساسی حکومت اسلامی ساری و جاری کنند برای ما معترضین استدلال میارن که امام و یا جانشین بر حق ایشون در خیلی از موارد نمیتونه دلایل و ذهنیاتش را برای عامه بیان کنه چونکه یا مفسده داره و یا ممکنه دشمن از اون سوء استفاده کنه.
در چنین سیستمی شما نمیتونی بگی که من همجنسگرا هستم و با هرکسی که دوست دارم ازدواج میکنم و اصلاً اسلام را قبول ندارم، چون پیامبر اکرم (ص) جامعه را به یک کشتی تشبیه فرمودن و وقتی شما ک.و.ن. میدین خوب عرش خدا میلرزه و این کشتی توی آب چپه میشه. پس دوستان ولایتمدار باید امر به مفعول و نهی از منکر کنند و مثلاً از شما بخوان که توی کهریزک ک.و.ن.تون را به اونها بدین.
از طرفی هم اگر بخواهید براشون استدلال عقلی و علمی بیارید بهتون میگن که اولاً شما عقلتون ناقصه و فریب غرب را خوردید و ثانیاً خیلی از مباحث را رهبر معظم انقلاب نمیتونن بگن چون به صلاح جامعه اسلامی نیست. یکی از اون موارد غیرقابل بیان هم یه آمار رسمی یا نیمه رسمی از همجنسگراهای ایرانی و اعداد اونهاست چون اگر معلوم بشه که احتمالاً تعدادشون از یک میلیون هم بالاتره ممکنه این شبهه پیش بیاد که مثلاً چرا همجنسگراها توی مجلس نماینده ندارن و خوب توی آیات و روایات نقل شده از ائمه هداة هم پاسخی برای این شبهه نیست.
خلاصه احمق توی این مملکت زیاده و تا نسلشون تمام نشه من بارقه امیدی نمیبینم که دگرجنسگراها ما را بعنوان یک انسان درک کنند و از رفتار بر اساس پیشفرض‌های هموفوبیاییشون دست بکشن.

جمعه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۰

کرامت خدا

امروز یکی از دوستان از من پرسید: حالا واقعاً گی هستی؟؟
گفتم: آره. چطور مگه؟
برگشت گفت: خاک تو سرت // خدا اونقدر به انسان کرامت داده که زن را براش آفریده، برات متأسفم
من هم حقیقتش بهم بر خورد. گفتم: جدی می‌گی که برام متأسفی؟ نکنه خودت را فرستاده خدا میدونی. از کجا میدونی که گی‌ها هم از زیبایی‌های خلقت نیستن. اگه میخوای من را قانع کنی دلایل احساسی برام نیار، من مدتهاست که فقط دنبال دلایل منطقی هستم مثلاً اینکه شاعر گفته «کیر را از بهر کون گرد و مدور ساختند ... گر برای کس بدش همچون تبر می‌ساختند» خیلی برای من منطقی‌تر از اون حرف توئه که میگی گی‌ها بخاطر خدا و کرامت انسانی محکومند.

دوشنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۹

اقلیت های جنسی

یه دوست دگرجنسگرا یه مقاله تحلیلی منطقی درباره اقلیت های جنسی برای من ایمیل کرده و بعد از خوندنش متوجه شدم که آدم را حسابی خرفهم میکنه!
یعنی عمق فاجعه را توضیح داده
لینکش را اینجا گذاشتم که بتونید دانلود کنید.
نویسندش دکتر آرش نراقی هستش!
اگه همجنسگرا هستین که خوندنش براتون واجبه و اگه دگرجنسگرایید که خیلی بهتون کمک میکنه دید درستی از همجنسگرایی داشته باشید.
حالش را ببرید.

سه‌شنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۹

یک شبهه

دوستمون سعید توی وبلاگ ناگفته‌های زندگی من یه مطلبی نوشته در جواب کامنت من که البته محوریتش هم بیشتر دینه!
چون خواستم این موضوع را (البته بر اساس اعتقادات خودم) برای بقیه هم روشن کنم، یه جواب نیمه مفصل نوشتم و اینجا گذاشتم تا عده‌ی بیشتری بتونن نظر بدن و اعتقاد من را بخونن.
پست سعید اینه که:
در پست قبلی کامنتی توسط دوست عزیزمون حسین گذاشته شد که خیلی جای بحث داشت. این کامنت:
اولاً لطفاً این جمله را تصحیح کن که:
همجنسگرایی یعنی دست های دو مرد یا دو زن واقعی وقتی که در هم گره میخورند

در ثانی لطفاً اگر یه دینی با تمام پایه‌هاش ناقصه سعی نکن بهش اعتماد کنی! چرا؟ چون ممکنه که یه جای دیگه هم تو را گول بزنه.
بنظر من دگرجنسگراها حق دارن که مثلاً به اسلام یا یهودیت ایمان کامل داشته باشن، چون کاملاً با واقعیتی که اونها قبول دارن سازگاره، ولی از نظر ما همجنسگراها این دین ولو اینکه دین حقی باشه توی برخی موارد کم‌کاری کرده. بیچاره اون همجنسگراهایی که در طول تاریخ بخاطر دستورات دین کشته شدن.
به ما همجنسگراها حق بده که از دین تا حدودی بترسیم، چون یک دفعه ازش زخم خوردیم. اگه حرفهای دین درباره خدا و معاد و ... چیزی شبیه نظراتش راجع به همجنسگرایی باشه چی؟؟
آیا عقل ما جواب میده که همه‌ی درست‌ها را از غلط‌ها تفکیک کنیم و به یه دین متعالی برسیم که دوباره گولمون نزنه؟
بود
در مورد اینکه همجنسگرایی یعنی ... باید بگم نمی خواستم تعریفی مطلق از همجنسگرایی بیان کنم و به طور کلی هم منظور خاصی از بیان این مطلب نداشتم و ندارم. این جمله بیان کننده ی هیچ تعریف دقیق و علمی و درستی از همجنسگرایی نیست. فقط شاید یه نمود از همجنسگرایی و رفتار های  عاشقانه ی  همجنسگرایانه باشه و همین
اما در مورد که دگر جنس خواهها حق دارن که در مورد دین.....

دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۹

هرکی از راه میرسه نظر میده

توی وبلاگ مانی دیدم انگار یک نفر کامنت گذاشته و گفته:
خواهر من کارشناس ارشد مهندسي ژنتيک گرايش بيو تکنولوژي است، يکبار که در مورد اين حرف شيرين عبادي که گفته بود همجنسگرايان گناهي ندارند چون خدا اينگونه خلقشان کرده (يعني ژنتيکي نه محيطي) با وي صحبت مي کردم، مي گفت تعداد بسيار کمي از همجنسگرايان از بدو تولد دچار چنين حالتي اند که اين هم ربط مستقيم به ژن ندارد بلکه تأثير مسائل محيطي بر روي مادر حامل جنين يا پدر حامل اسپرم است؛ ماني جان ميداني باقي همجنسگرايان چگونه دچار چنين گرايشي شدند؟ کمياب شدن عده کم شايد يعني انحطاط تربيتي بخش بزرگي از انسان ها و شايد يعني از بين رفتن مهمترين کانون شکل دهي باورهاي يک کودک (خانواده) در آينده!!!
و البته متأثر شدم که چرا مانی اونهمه جوابیه نوشته واسه ایشون ولی به این یه قسمت جوابی نداده. بر خودم فرض دونستم که این بحث دوستمون را در دو قسمت تحلیل کنم و بهش پاسخ بدم تا شبهه‌ای باقی نمونه!!

اول اینکه ما تا حالا هرچه کتاب و مقاله علمی خونده بودیم می‌گفت که تا حالا دانشمندان نتونستن ژن خاصی پیدا کنن که مستقیماً در همجنسگرا یا دگرجنسگرا شدن نقش داشته باشه. این به معنی  وجود یا عدم وجود چنین ژنی یا ژن‌هایی نیست، این به معنی عدم توانایی علم در توجیه دقیق علت گرایش جنسی همجنسگراهاست. علاوه بر این متوجه باشید که وقتی هیچ ژن یا ترکیب ژنی تا کنون بعنوان مسئول مستقیم همجنسگرا یا دگرجنسگرا شدن شناخته نشده پس چطور میشه گفت که فلانی بخاطر دلیل ژنتیکی همجنسگرا شده و اون یکی علت ژنتیکی نداشته و بکمک اون درصد درآورد. لطفاً من بعد گزاره‌های علمی را با عینک دین نگاه نکنید.
ضمناً آیا شما فکر می‌کنید که خلقت خدا فقط مربوط به ژن است؟ دینتان خیلی پیشرفت کرده؟!!  آیا خدا  جایی گفته که من فقط با چیدمان ژن‌های کروموزوم‌ها کار دارم و بقیش گردن خودتون ای انسانها؟!! 
یک مقدار واقع بینانه به قضیه نگاه کنید. اینکه ترکیب و چیدمان ژن‌ها چطور بشه هم به عوامل محیطی بستگی داره. اینکه اصلاً والدین ما با هم بخوابن هم به عوامل محیطی بستگی داره. اصلاً اینکه ما زنده میمونیم و بدنیا میایم هم به عوامل محیطی بستگی داره. اینکه شخصیت ما در کودکی چطوریه (مثلاً نرم‌خو، بدخو و...) هم به عوامل محیطی قبل از تولد بستگی غیر مستقیم داره. اینکه قیافه‌ی ما چه شکلی میشه هم به عوامل محیطی بستگی داره. از طرفی یه سری چیزهایی مثل افسردگی میتونه علاوه بر عوامل محیطی جنبه وراثتی داشته باشه. و قس علیهذا در مورد هر چیز دیگه‌ای که یا مستقیم و یا غیرمستقیم به عوامل محیطی بستگی داره. اونوقت بنظر شما اگر یک نفر بدون اینکه خودش بدونه همجنسگرا بشه گناهی کرده؟؟! من نمی‌خوام تمام گناه‌ها را به گردن خالق متعال بندازم ولی خواهش می‌کنم در جایی که اطلاعات ندارید سعی نکنید بصورت کورکورانه از تفاسیر من درآوردی علمای اعلام طرفداری کنید. متوجه باشید که علم هنوز نتونسته با قاطعیت بگه که مثلاً فلان کار باعث همجنسگرا شدن میشه، پس چطور میشه از اون جلوگیری کرد؟ چطور میشه همجنسگرایی را به تربیت خانوادگی ربط داد؟
فراموش نکنید که خیلی از ما همجنسگراها از جمله خود من یه زمانی آخوند مسلک بودیم. یه زمانی فکر می‌کردیم که احساسات همجنس‌خواهانه گناهی از جانب ماست. به هزار جور مناسک معنوی متوسل شدیم تا شاید تغییر کنیم.
یه چیز دیگه هم اینه که در هیچ‌کجا گزارشی مبنی بر اینکه کسی تونسته گرایش همجنسگرایی را عوض کنه ندیدم و اگر کسی پیدا کرد و به من داد خیلی خوشحال میشم. آخرین کارهایی که توی دنیا انجام شده (در بعضی از کلینیک‌های آمریکا) اینه که به اونهایی که بخاطر اعتقادات دینی از همجنسگرایی خود شرمنده‌اند کمک کنند که از آمیزش با جنس مخالف متنفر نباشند و یه جورایی قورباغه را قورت بدهند!!
یه روانشناس به من میگفت که کلاً تغییر پروفایل جنسی مردان (یعنی مثلاًتغییر روش‌های نزدیکی) در روانشناسی خیلی کار سختیه تا چه رسد به اینکه از طرف بخوای Orientation یا گرایش خودش را عوض کنه.


نکته‌ی دومی که می‌خوام متذکر بشم اینه که حالا ما یه سری همجنسگرا داریم که به هر دلیلی اینطوری شدن و همونطوری که در بالا گفتم علم نمیتونه تغییرشون بده. تازه علم نشون داده که میانگین ضریب هوشی همجنسگراها بیشتر از دگرجنسگراهای جامعه است، این هم یکی به نفع ما!! بیاید یه کم واقع‌گرا و یه ذره پراگماتیست باشیم. الآن می‌خواید چکار کنید. آیا راضی میشید که ما بخاطر شما و علایقتون زجر بکشیم؟ میشه ما را به حال خودمون ول کنید؟؟
جدی دارم میبینم که هرکی از راه میرسه راجع به ما همجنسگراها اظهار نظر میکنه الا خودمون. بابا آیا خیلی انتظاره که ازتون بخوایم ما را به حال خودمون ول کنید؟