جونم براتون بگه که بله!
من داشتم توی آمارهای وبلاگم غور میکردم و رفتم سراغ کلمات کلیدی جستجو شده که به وبلاگ من منتهی شدن.
یکی از عبارتهای جستجو شده «آمرزش لواط» بود!
یعنی هنوز فکم بازه! نمیدونم بخندم یا فقط باید تعجب کنم. اون حاجی که اینو چک کرده و به وبلاگ من رسیده چی به سرش اومده؟ لابد یه نوجوانی بوده که از سر بازیگوشی با لذت لواط آشنا شده و حالا از سر پشیمانی اومده که ببینه آیا بخشیده میشه یا نه =)) که خوب فکر میکنم در این صورت وبلاگ من بیشتر منحرفش کرده!
یا شاید هم یه پیرمردی بوده که یه عمر تو کار لواطفروشی بوده و حالا که آفتاب لب بام شده اومده تا توبه و انابه کنه و ببینه چی باید کفاره بده تا بهشت براش مسجل بشه.
علی ای حال هرکی که بوده با این جستجوش به کاهدون زده چون من یه پستی داشتم راجع به «آموزش لواط» و نه «آمرزش لواط». اینا دو تا مفهوم کاملاً متضاد هستند.
مطلب بعدی هم راجع به اون کسی هست که عبارت «همجنسگرایی ناخواسته» را جستجو کرده و به وبلاگ من رسیده! یه مؤمنی مراماً به من بگه این همجنسگرایی ناخواسته دیگه چه صیغهای هست؟ مگه مثلاً اونی که زن هست یا اونی که مرد هست یا اون گاو یا اون درخت و صندلی خودشون خواستن که اینطوری باشن؟ خوب هرکی همجنسگراست، هست دیگه! خواسته و ناخواسته نداره که :))
یعنی این همجنسگرایی ناخواسته بد جوری منو از این دنیا ناامید کرد. خوب چرا آمریکا یه بمب اتم نمیزنه که از دست این جماعت بیسواد همجنسگراهراس راحت بشیم؟
یعنی این همجنسگرایی ناخواسته بد جوری منو از این دنیا ناامید کرد. خوب چرا آمریکا یه بمب اتم نمیزنه که از دست این جماعت بیسواد همجنسگراهراس راحت بشیم؟